افکار روز

افکار روز

افکار روز

افکار روز

کلمات کلیدی

Golden Globe 2017

روز تاسوعا

دانلود مداحی جدید 95

پاسخنامه تشریحی قلم‌چی 24 دی 95

پاسخنامه تشریحی ششم قلم‌چی 24 دی 95

پاسخنامه آزمون رشته تجربی قلم‌چی 24 دی 95

پاسخنامه آزمون امروز قلم‌چی 24 دی 95

پاسخ تشریحی قلم‌چی 24 دی 95 دهم

دانلود کلید سوالات قلم‌چی 24 دی 95

دانلود پاسخنامه تشریحی آزمون نهم قلم‌چی 24 دی 95

دانلود سوالات آزمون رشته ریاضی قلم‌چی 24 دی 95 با پاسخ

پاسخنامه آزمون زبان 24 دی 95

پاسخنامه آزمون ریاضی 24 دی 95

پاسخنامه آزمون جمعه 24 دی

پاسخنامه آزمون تجربی 24 دی 95

پاسخنامه آزمون انسانی 24 دی 95

دانلود پاسخنامه آزمون 24 دی 95

دانلود سوالات آزمون 24 دی 95

مدل مانتو جدید

جدیدترین مدل مانتو ۲۰۱۷ ۹۶

جدیدترین مدل مانتو

حاشیه های حضور احمدی نژاد مراسم تشییع پیکر آیت الله هاشمی رفسنجانی

فیلم مراسم تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی سه شنبه 21 دی 95

فیلم سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی که از تلویزیون پخش میشه

عکسهای فاطمه و فائزه هاشمی در مراسم تشییع پدر

عکس های مراسم تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی + حاشیه ها

عکس های محل به خاکسپاری هاشمی رفسنجانی

سخنان منتشر نشده آخرین دیدار خبرگان و هاشمی

رهبری آقا خامنه ای در خاکسپاری هاشمی رفسنجانی

تصاویر هوایی از تشییع جنازه آیت الله هاشمی رفسنجانی

بایگانی

.. هنگام برگشت آن افسر عبوس آقای خامنه ای را دید و با زبان تمسخر از فاصله ای که دور هم بود صدا بلند کرد:«آشیخ! ریش‌ات را زدند من هم با همان صدای بلند گفتم: بله و با خنده ادامه دادم الحمدالله مدت‌ها بود چانه ام را ندیده بودم که دیدم… احساس کردم من هیچ ناراحتی ندارم. شاید تعجب کرد. دلش می خواست که من ناراحت و متاسف و غمگین بودم که نبودم. پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

شنیده شده بود که ریش روحانیون را در زندان می‌تراشند. از بیرجند که راه افتاده بودند این فکر رهایش نمی‌کرد گاه موهای نه چندان پرپشت خود را می‌کشید تا به دردی که با کشاندن تیغ بر صورتش برمی‌خواست، عادت کند.«وحشت عظیمی از آن آنچه در بیرجند انتظارش را داشتم و آن عبارت بود از تراشیدن ریش، خشکِ خشک.. منتظرش بودم.»


و آن لحظه از راه رسید و در انباری سابق باز شد. آرایشگر یک گروهبان در چهارچوب در ظاهر شدند. یک صندلی هم با خود آورده بودند. به او اشاره کردند که بیاید و روی صندلی بنشیند. شنیده بود بعضی روحانیون هنگام تراشیدن ریش مقاومت کرده‌اند. شاید حضور گروهبان برای مقابله با این مقاومت ها بود. «مقاومتی نداشتم و نکردم. آماده بودم. چون می دانستم فایده ای ندارد. دست و پای من را می‌گیرند و بعد مقداری کتک می‌زنند و بعد آن کاری که نباید بشود… خواهد شد.»

نشست. منتظر بود دست آرایشگر بالا بیاید و لبه تیغ را روی صورت او مماس کند ناگهان دید آن چه روی صورت او به راه افتاده دستگاه مو زن است. تمام نگرانیها و انتظارهای موحش غیب شان زد. «این قدر خوشحال شده بودم... که بی اختیار با این سلمانی و آن گروهبان مرتب بنا کردم حرف زدن و خندیدن... تعجب می‌کردند اینها که من چه طور آخوندی هستم که دارند ریشم را کوتاه می‌‍کنم و من این قدر خوشحالم... {تمام که شد} به او گفتم استاد این آینه را بده چانه ی خودم را چند سال است ندیده‌ام... خنده اش گرفت. آینه اش را داد. بنا کردم به صورتم نگاه کردن. دیدم بله؛ آدم مثل این که خودش را درست نمی‌شناسد.»

 

 


... هنگام برگشت آن افسر عبوس آقای خامنه ای را دید و با زبان تمسخر از فاصله ای که دور هم بود صدا بلند کرد:«آشیخ! ریش‌ات را زدند من هم با همان صدای بلند گفتم: بله و با خنده ادامه دادم الحمدالله مدت‌ها بود چانه ام را ندیده بودم که دیدم… احساس کردم من هیچ ناراحتی ندارم. شاید تعجب کرد. دلش می خواست که من ناراحت و متاسف و غمگین بودم که نبودم.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۳
admin admin

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کدبازان>